sunway

راه رستگاری

متن آهنگ شیرین(شکر) از سیستم آف ا دون

sugar

The kombucha mushroom people
Sitting around all day
Who can believe you[x2]
Let your mother pray, (sugar)
Well I'm not there all the time you know
Some people, some people, some people
Call it insane, yeah they call it insane, (sugar)
I play Russian roulette everyday, a man's sport,
With a bullet called life, yeah mama called life,(sugar)
You know that every time I try to go
Where I really want to be
It's already where I am
Cause I'm already there?.(sugar)
The kombucha mushroom people
Sitting around all day
Who can believe you[x2]
Let your mother pray, (sugar)
I got a gun the other day from Sako
It's cute, small, fits right in my pocket
Yeah, right in my pocket, (sugar)
My girl, you know, she lashes out at me sometimes
And I just kick her, and then she's O.K. ,she's O.K.(sugar)
People are always chasing me down,
Trying to push my face to the ground,
Where all they really want to do
Is suck out my mother fucking brains, my brains (sugar)
The kombucha mushroom people
Sitting around all day
Who can believe you[x2]
Let your mother pray
I sit, in my desolate room, no lights, no music
Just anger, I've killed everyone
I'm away forever, but I'm feeling better
How do I feel, What do I say
Fuck you, it all goes away
How do I feel, What do I say,
Fuck you, it all goes away
How do I feel, What do I say
In the end it all goes away
How do I feel, What do I say
In the end it all goes away
How do I feel, What do I say,
In the end it all goes away
How do I feel, What do I say
In the end it all goes away
How do I feel, What do I say
In the end it all goes away
How do I feel, What do I say
In the end it all goes away[x5]


مردم به سرعت در حال رشد کشورکامبوچا
هر روز بی کار نشسته اید
چه کسی می تونه به شما اعتماد کنه؟
بذار مادرت با خدا راز و نیاز کنه .شیرین
اوه.موقعی که من اونجا هیچ وقت نبودم تو می دونی
بعضی مردم.بعضی مردم.بعضی مردم
اونو دیوونه گی خوندن.اره اونا اونو دیونه گی خوندن .شیرین
.من هر روز با روسها قمار رولت بازی کردم .یک ورزش مردانه
همراه یک گلوله تفنگ که زندگی نامیده شد.اره مامان زندگی نامیده شد. شیرین
تو می دونی که من هر روز سعی کردم برم
جایی که من واقعا می خاستم باشم
, اون جاییه که من الان هستم
( واسه چی من اینجام؟(شیرین
مردم به سرعت در حال رشد کشورکامبوچا
هر روز بی کار نشسته اید
چه کسی می تونه به شما اعتماد کنه؟
چه کسی می تونه به شما اعتماد کنه؟
بذار مادرت با خدا راز و نیاز کنه. شیرین
من یه روز دیگه یه اسلحه از ساکو بر داشته ام
اون دلربا و کوچیک ومناسب داخل جیبم هست
اره دقیقا تو جیبمه .شیرین
دوست دختر من.تو می دونی .اون بعضی اوقات با کلماتش به من حمله میکرد
و من فقط اونو با پام لگد زدم و بعد اون درست شد.اون درسته .شیرین
مردم همیشه دنبال من اند
سعی می کنن صورت منو به خاک بمالونن
جایی که اونا واقعا می خاستن انجام بدن
ایا اندیشه های کثافتم(از تو مخم) من بیرون کشیده میشن؟اندیشه های من.شیرین
مردم به سرعت در حال رشد کشورکامبوچا
هر روز بی کار نشسته اید
چه کسی می تونه به شما اعتماد کنه؟
بذار مادرت با خدا راز و نیاز کنه
, من تو اتاق متروکه ام نشستم.نه روشنایی ای هست.نه موزیکی هست
, فقط عصبانیت هست.من همه رو میکشتم
, من واسه همیشه دورمی شم.ولی من احساس بهتری می کنم
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
برو گمشو.اون همش (از من) دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
برو گمشو.اون همش (از من) دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
, در پایان اون همش دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
,برو گمشو.اون همش دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
, برو گمشو.اون همش دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
,برو گمشو.اون همش دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
,برو گمشو.اون همش دور میشد
من چه احساسی کردم.؟من چه چیزی گفتم؟
. در پایان اون همش دور میشد


+ امید ; ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٢/۱
comment نظرات ()